ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1621
سفرنامه شاردن ( فارسى )
تصميم مغرضانهء شماست همه ياوه و افسانه است و خداى بزرگ را گواه مىگيرم كه صفى ميرزا هم زنده است و هم نيروى طبيعى بينائيش بجاست ، و من سرم را به راستى آنچه گفتم به ضمان مىسپارم ، و شما نبايد بر خلاف عدل و انصاف ، سادهتر و روشنتر بگويم به منظور پيروى از خيالهاى فاسدى كه در سر داريد مرتكب خيانت و جنايتى هولناك و بدفرجام شويد ، و به خاطر ارضاى منافع شرانگيز و شوم خويش پسر كوچك شاه فقيد را به جاى شاهزادهء بزرگ بر سرير سلطنت بنشانيد . به هوش آييد ، مصالح ملك و ملت را بر اغراض شخصى مقدم بداريد ، و براى اينكه فتنه و آشوب در سراسر كشور بر پا نگردد پادشاهى را به پسر ارشد شاه فقيد بسپاريد . آيا بر اين گمانيد ديگر بزرگان كشور و ملت به تصميم و عمل ناسزاوار و بد شما گردن مىنهند و شكيبا مىشوند ؟ نه ، هرگز چنين نخواهد شد ، و همهء مردم همدل و همزبان به طرفدارى از حق و حقيقت ، و حمايت از سلطنت يافتن پسر ارشد شاه فقيد قيام خواهند كرد ، و اگر نيز چنين نشود همواره مورد طعن و لعن و نفرين مردمان ، و عذاب وجدان خود خواهيد بود . حمزه ميرزا نيز زمانى كه بزرگ شود و به واقعيت مقاصد شوم و نفرتانگيز شما كه به منظور ارضاى خيالات فاسد ، و اقناع شهوات خويش حقيقت را زير پا نهادهايد ، و قانون شرع و آيين عدالت را شكستهايد ، و او را بر برادر ارشدش برگزيدهايد ، وقوف يابد به بيزارى و اكراه به شما مىنگرد و چون سگ پست و ناداشت مىانگارد ، و كمترين مجازاتى كه در حق شما اعمال مىكند اينست كه دارايىتان را به مصادره مىگيرد ، و شما را به جاهاى ناآباد تبعيد مىكند تا به شكرانهء اينكه از مكافات نيات و اعمال زشت و ناستودهء خويش رهيدهايد و كشته نشدهايد سپاسگزار جوانمردى وى باشيد . » چون سخن را بدين جا رساند در حالى كه سخت دچار تأثر و انقلاب روحى شده بود لب از گفتن بربست و پس از چند لحظه خاموشى به خشم و تندى فرياد برآورد : حمزه ميرزا ، حمزه ميرزا ، چگونه مىخواهيد براى وصول به مقاصد شوم و نفرتانگيز خود از وجود وى بهرهبردارى كنيد . آقايان ، اتمام حجت مىكنم اگر به راه صلاح بازنگرديد من او را به دست خود خفه مىكنم . اين كار را مىتوانم ، زيرا در اختيار من است ، اين عمل را و گرچه زشت است انجام مىدهم تا شما از آنچه انديشيدهايد درگذريد و به ناچار تاج و تخت را به پسر ارشد شاه فقيد بسپاريد . اكنون فقط چندان به شما فرصت مىدهم كه به گفتههاى من و تصميم خود نيكو و به سزا